×ماشينهاي كشاورزي / موتور
موتور | |||||||||||
|
هر وسيله اي است که بتواند توان يا قدرت توليد نمايد. براي انجام اين کار از تبديل يک نوع انرژي به نوعي ديگر استفاده مي شود. موتورهاي احتراق داخلي، انرژي حاصل از سوخت هاي فسيلي يعني بنزين ، گازوئيل و گاز را به به انرژي مکانيکي يعني حرکت ميل لنگ تبديل مي کند. موتور برقي از تبديل انرژي برقي به مکانيکي توليد توان مي نمايد ولي خود اين برق مي توانداز يک مولد برق (ژنراتور برق) توليد گردد که توربين آن را مي گرداند. | |||||||||||
ماشين خود گردان : | |||||||||||
|
اگر ماشين و موتور يکجا باشند، آن را ماشين خود گردان مي ناميم. به عنوان مثال تراکتور يک ماشين خود گردان است. اتومبيل را خودرو مي ناميم که مشابه همين تعريف براي تراکتور است با اين تفاوت که اتومبيل معمولاً براي رانندگي و حمل مسافر است لذا واژه خودرو براي آن مناسب مي باشد ولي تراکتور حتي در حال ايستاده نيز ممکن است پمپ هيدروليک و يا محور مي تواند (PTO) را به حرکت درآورد. به اين سبب است که تراکتور را ماشين خود گردان مي ناميم. | |||||||||||
نيرو : | |||||||||||
|
نيرو عامل حرکت است. آن را معمولاً با حروف (f(force نشان مي دهند. واحد آن را در سيستم بين المللي (sI) نيوتن مي نامند (N) | |||||||||||
کار : | |||||||||||
|
حاصل ضرب نيرو در فاصله را کارمي نامند. هر جسمي که تحت تأثير نيرو جابه جا گردد کار انجام مي دهد. کار را معمولاً با حروف (w (work، نماينده آن در سيستم sI برابر N.M (نيوتن متر) است و مقدار آن از رابطه زير محاسبه مي گردد. W=f.l(N.M) | |||||||||||
گشتاور : | |||||||||||
|
عامل به گردش درآوردن يک جسم حول يک محور دوران است. آن را معمولاً با (T (Torque نشان داده و واحد آن در سيستم sI، همانند کار نيوتن به متر است ولي براي تميز آن از کار ، آن را با qm نشان مي دهند. مقدار گشتاور يا تورک براي حاصلضرب نيروي مماست بر مسير حرکت در شعاع دوران مي باشد. منظور از شعاع دوران، فاصله نيرو از مرکز دوران مي باشد . فرمول آن :
R= شعاع دوران به متر T=f.r(qm) | |||||||||||
|
اگر کار w را براي زماني در نظر بگيريم که جسم در خط راست حرکت مي کند، گشتاور را مي توان عامل نجام کار در يک مسير منحني دانست. به عنوان مثال، آتش گردان را در نظر بگيريد. 2π×1/5 = 3π(m)2
را طي کرده است که چون در نيروي وزن آتشدان و زغال ضرب مي شود کار انجام گرفته به عبارت ديگر اگر ما در رابطه (1-1) را برابر محيط يک دايره به شعاع r يعني 2πR بگيريم.
رابطه 1-3 | |||||||||||
توان : | |||||||||||
|
سرعت انجام کار را توان گويند. توان را معمولاً به p ( Power) نماياند هر واحد sI آن وات (watt) مي باشد. يک وات برابر يک نيوتن متر بر ثانيه است. رابطه (1-4)
= p = | |||||||||||
|
به عنوان مثال اگر يک مسافت 300 متري را در طي 6 ثانيه راه پيماي نموده و نيروي لازم براي اين حرکت 140N باشد توان توليد شما
= p = و به همين سبب است که در حالت اخير ممکن است احساس خستگي کنيد. وات يک واحد نسبتاً کوچک است و لذا معمولاً از کيلو وات استفاده مي شود يک کيلو وات برابر 1000 وات است. = 2πrfn(m.N/s) p = از سوي ديگر همانطور که در فيزيک خوانده ايد، مسافت طي شده در واحد زمان را سرعت مي نامند. سرعت v = l/t است و لذا مي توان نوشت p=f.v که اگر در واحد متر بر ثانيه و نيرو همچنان نيوتن بيان گردد، توان p در واحد وات خواهد بود. در حرکت منحني يا دايره وار، از سرعت خطي صحبت مي شود که برابر v = 2πm و v را سرعت خطي مي نامند. V معمولاً به m/s بيان مي گردد. | |||||||||||
انرژي : | |||||||||||
|
انرژي نيروي کار است. به عبارت ديگر لازمه انجام هرکاري مصرف انرژي مي باشد. انرژي را معمولاً به حرف (E (Energy نشان مي دهند و وااحد آن در سيستم sI ژول (j) مي باشد. يک ژول برابر يک وات بر ثانيه است. رابطه 1-4 را در r ضرب مي کنيم :
× t = f.l p.t(w.s) = ولي fl , J=w.s برابرکار است. لذا انرژي E=p.t=f.L و همچنين E=p.t=f.l است. | |||||||||||
فشار : | |||||||||||
|
فشار را به (P (pressure نشان داده و برابر نيرويي است که بر واحد سطح وارد مي شود.
(N/m2) p = در آن A = سطح به متر مربع است. از طرفي يک نيوتن بر متر مربع را يک پاسکال ناميده اند. پس واحد فشار در واحد sI ، پاسکال است پاسکال واحد نسبتاً کوچکي است و لذا معمولاً از کيلو پاسکال استفاده مي شود. (1 kpa=1000pa)
ماشينهاي كشاورزي ـ دکتر منصور بهروزي لار |